صد و نود و سه

بارون درخت نشین – ایتالوکالوینو – مهدی سحابی - صفحه 79 – موسسه انتشارات نگاه

کوزیمو زنده و خون آلود بود . جانور وحشی مرده و به شمشیر آویخته بود، انگار به سیخ کشیده شده باشد.زخم گونه ی کوزیمو به شکل سه خط موازی از چشم تا به چانه اش کشیده شده بود. از زور درد و از خوشی پیروزی نعره زد. از خود بیخود شده بود و شاخه ی درخت و شمشیر و لاشه ی گربه را به خود می فشرد، دستخوش شور و هیجان شگرفی بود که آدمی پس از نخستین پیروزی بزرگ زندگیش حس می کند، هنگامی که بهای پیروزی را می شناسد و می داند که از آن پس باید پیگیرانه بر یک راه پیش رود، و حتی فکر شکست را نپذیرد.

/ 0 نظر / 10 بازدید