×

گفت برمی‌گردم،
و رفت،
و همه‌ی پُل‌های پشتِ‌سرش را ویران کرد.

همه می‌دانستند دیگر باز نمی‌گردد،
اما بازگشت
بی‌هیچ پُلی در راه،
او مسیرِ مخفیِ بادها را می‌دانست.

قصه‌گوی پروانه‌ها
... برای ما از فهمِ فیل وُ
صبوریِ شتر سخن می‌گفت.
چیزها دیده بود به راه وُ
چیزها شنیده بود به خواب.

او گفت:
اشتباه می‌کنند بعضی‌ها
که اشتباه نمی‌کنند!
باید راه افتاد،
مثل رودها که بعضی به دریا می‌رسند
بعضی هم به دریا نمی‌رسند.
رفتن، هیچ ربطی به رسیدن ندارد!

سیدعلی صالحی


/ 2 نظر / 36 بازدید
طاهره

حاضر!

ژوکر

هر رفتنی به معنای رسیدن نیست