صد و سی و نه

حالمان بد نیست غم کم می خوریم .

کم که نه هر روز کم کم می خوریم

...

داریم به خرداد نزدیک می شم . پارسال پر از امید بودم و امسال پر از نفرت و ترس . من می ترسم . من دیگه حسی ندارم ...

/ 7 نظر / 8 بازدید
کال

آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآخ که من به اندازه ی فصل های سهراب ، به وزن اندوهی تاریک ...غمگینم

سميه.حسابدارتمام وقت

با اینکه کلی حسودیم شد به تو و قلی(میدونی که کیو میگم! همون رفیق نالوطی نامردت!)[نیشخند] بازم میگم خوش به حالتون که همدیگه رودیدین...کاش منم بودم باهاتون[نگران]

هلیا

دلم برات تنگ شده، ذره ذره وجودم به دستات احتیاج داره...[گریه][ناراحت][دلشکسته]

تینا

بگذرد این روزگار تلخ تر از زهر... بار دگر روزگار چون شکر آید دیو چو بیرون رود فرشته در آید![رویا]