صد و نود و دو

بارون درخت نشین – ایتالوکالوینو – مهدی سحابی - صفحه 54-55– موسسه انتشارات نگاه


یکی از ولگردان گفت : - این یارو نازنازی از جان ما چه میخواهد؟ چرا ولمان نمی کند ؟ چرا نمی رود گیلاس های باغ خودش را بخورد ؟

دیگری گفت : - گاهی وقت ها ، بین بچه های نازنازی هم اشتباهی کسی به دنیا می آید که سرش به تنش می ارزد . مثل کلاه قرمزی .

کوزیمو با شنیدن این نام اسرارامیز گوش تیز کرد و سرخ شد، بی آن که خود نیز دلیل آن را بداند.

یکی دیگر از بچه ها گفت : - کلاه قرمزی به ما خیانت کرد.

-          اما با همه ی نازنازی بودنش دختر بیباکی بود؛ اگر امروز این طرفها بود صدای شیپورش را درمی آورد و نمی گذاشت غافلگیر شویم ...

-          البته یک نازنازی هم می تواند جزو دسته ی ما باشد، به شرطی که طرف ما را بگیرد.پ

کوزیمو فهمید که منظور از نازنازی همه ی بزرگان و اشراف زادگان و کسانی است که دستشان به دهانشان می رسد.

/ 3 نظر / 5 بازدید
فاطمه

عرض ردم که در این گودر لینکتان را گذاشته ایم ولی نمی دانم کجا مشغول شیطنت است که هنووووووووووووووز در لیست دوستان نیامده!

پروانه

عجیبه عمیقه فهمیدم یا نه؟؟؟؟؟؟؟